‏نمایش پست‌ها با برچسب فیلم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فیلم. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، بهمن ۲۹

We understand, and still we do it

There is a legend about a bird which sings just once in it's life, more sweetly than any other creature on the face of the earth. From the moment it leaves the nest it searches for a thorn tree, and does not rest until it has found one. Then singing among the savage branches, it rises above it's own agony to out-carol the lark and the nightingale. One superlative song, existence the price. But the whole world stills to listen, and God in the heaven smiles. For the best is only brought at the cost of great pain.......Or so says the legend.


The thorn bird with the thorn in it's breast, it follows an immutable law; it is driven but it knows not what to impale itself and die singing. At the very instant the thorn enters there is no awareness in it of the dying to come; it simply sings and sings until there is not the life left to utter another note. But we, when we put the thorns in our breasts, we know. We understand, and still we do it. Still we do it...

جمعه، بهمن ۱۶

لاست

و بالاخره فوریه اومد و ادامه ی سریال "لاست". میتونید اطلاعات کامل اون را از اینجا پیدا کنید.

این را هم ببینید. +

چهارشنبه، اسفند ۲۲

سنتوری

به همت دوستی گرامی ، بالاخره موفق به دیدن سنتوری شدم . از نظر من رویهم فیلم خوبی بود .تلا شی برای آن ها که پیکار می کنند .گوشه ای از واقعیت ها ی جامعه ، جایی که هانیه از دردهای هنرمند محبوب مردم در جامعه ای خشن ودروغگو سخن به میان می آورد ،نمادی زیبا برای بیان خفقان حاکم بر جامعه ، ارزش ندادن به علم وهنر که اینجا هنر مطرح شده ، و همین طور پایان فیلم که سرنوشتی بس دردناک برای علی رقم میخورد که نمونه اش را در خسرو مایع حرفشویی درکتاب و در جامعه نیز بسیار دیده ایم وشنیده ایم و خوانده ایم . اگر کسی نداند یا نخواهد بداند همان مسئولینند که با این اتفاق مطمئنا آن ها نیز ناخواسته دیده اند واگر میخواستند مردم مطلع نشوند باید اعتراف کرد که مهرجویی توفیق فیلمش درهمین بود چرا که همه به دلایل مختلف با آن مواجه شدند حتا اگر خوششان هم نیامد حداقل دو ساعت به آن فکر کردند ولی با همه ی این احوالات نمیتوان فیلم را بی نقص پنداشت . گوشه هایی از فیلم دیگر حالتی سبک به خود میگیرد ،اینجاست که مهرجویی باید پاسخ دهد چرا اگر دف و سنتور استفاده میکند بزم ها به پارتی های بچگانه ماند؟ که من شخصا این را توهینی به موسیقی سنتی میدانم و یحتمل برای خود دلایلی داشته که من متوجه آن نشدم . ونیز انتظاری که من بیننده از گل شیفته فراهانی بواسطه ی بازی در میم مثل مادر داشتم فرای این بازی بود . درست بر خلاف بهرام رادان که بسیار قوی ظاهر شد . ضمنا از اسامی پایانی مشخص بود که قسمتهایی به هر دلیلی حذف شده . مثلا دوست نوجوانی علی ،سیاوش کامکار معرفی شده که حضوری را ندیدم ولی میتوان حدس زد که بوسیله ی وی با خانواده ی کامکار و خلاصه فراگیری سنتور آشنا شده . ولی من هنوز معتقدم که اگر نمادی متین تر داشت بهتر اثر خود را به جای میگذاشت . هرچند که این حقیر هرگز در مقام کارشناسی شایسته نیستم و شاید این خزعبلات و جسارات نتیجه ی فقدان موضوع پست باشد.....

جمعه، مهر ۶

معرفی فیلم و چند پی نوشت مهم



پیشنهاد میکنم فیلم فوق را پیدا کنید و ببینید ،من که خوشم اومد ،شما چطور؟

پی نوشت بی ربط: این روز ها همه از سفر شخص باصطلاح دوم مملکتمون به آمریکا می نویسن خواستم مثلا من ننویسم وننوشتم ولی این آقا خیلی خوب نوشته بخونیدش
پی نوشت دوم: مقاله ی بهنود را از دست ندهید