سه‌شنبه، آذر ۲۷

اینچنین در وطن خویش غریب

می دانم این تصنیف غمگین است و رنگ و بوی نا امیدی می دهد ، ولی حال من هم این روزها همین گونه است

قاصدک هان چه خبر آوردي ؟
از کجا وز که خبر آوردي؟
خوش خبر باشي اما
گرد بام و در من
بي ثمر مي گردي
انتظار خبري نيست مرا
نه ز ياري ، نه ز ديار و دياري ، باري
برو آنجا که بود چشمي و گوشي با کس
برو آنجا که ترا منتظرند
قاصدک در دل من ، همه کورند و کرند
دست بردار از اين در وطن خويش غريب
قاصد تجربه هاي همه تلخ ،
با دلم مي گويد ،
که دروغي تو دروغ
که فريبي تو فريب
قاصدک هان ، ولي
راستي آيا رفتي با باد ؟
با توام ، آي کجا رفتي آي ،
راستي آيا جايي خبري هست هنوز ؟
مانده خاکستر گرمي جايي ؟
در اجاقي طمع شعله نمي بندم
اندک شرري هست هنوز ؟

قاصدک
ابرهاي همه عالم شب و روز
در دلم مي گريند


(مهدی اخوان ثالث)

۳ نظر:

مریمی گفت...

تصنیفت را هنوز نشنیده ام دارم دانلود می کنم
اما م.امید با همه نا امیدیهایش ادم را اسیر خودش می کند
ایشالا که تو همیشه شاد باشی و غم و غصه رو پرت کنی بیرون . هرچند که به قول یه نفر , دیگه کارگردانهای هندی هم هپی اند دوست ندارن چه برسه به پروردگار کبیر که از همون اول گفته من در قلبهای شکسته جا دارم
ولی عوضش من اند هندیم و عاشق هپی اند و اشک شوق و... خیلی دارم چرت و پرت میگم نه ؟
راستی مرسی از راهنماییت . اما من قسمت طراح قالبو حذف کنم اون وقت چی کار کنم با عذاب وجدانم ؟ کپی رایت و حقوق مولف و مالکیت بر اندیشه و ...را کجای دلم بذارم؟
میدونی که اینا هم اثار همون پیر ژرنالیست خودمونه:)
دانلود شد زیباست . اما خودم داشتمش . سر کارمون گذاشتی حسابی :-)

مهدی گفت...

بس فریب است در این مژده که با باد آورد
قاصدک را که خبر از دل پر خونم نيست.

ناشناس گفت...

قشنگ بود اما هیچی صدای خود مهدی اخوان ثالث نمیشه