جمعه، مهر ۱۲

تاویل متن

مدتی مدید بود که تفکراتی در باب وبلاگ نویسی و شیوه ی نگارش فکرم را مشغول کرده بود ،بادقتی در وبلاگ های موفق تر اثراتی از دقت در پر هیز از توضیح اضافی یا به قول معروفی روده درازی حس کامل وبیشتر ساده نویسی را مشاهده کردم ،چرا که ما در حین خلق اثر دائما پوست می اندازیم ،همین مواقع بود که رفتیم سفر و کتابی از" هوشنگ صناعی ها" تحت عنوان " تاویل متن و هرمنوتیک عینی " به دستم رسید که قسمتی از اون را واسه کسانی که ممکنه علاقه مند باشند مینویسم واگر کسی خوشش آمد اطلاعات دقیق پیرامون کتاب را واسش مینویسم،در صورت حوصله مطالعه نمایید :

" در باز خوانی و تاویل روش مند و قابل اثبات اثر که موضوع اصلی کتاب بیان شده ،چگونه میتوان همه ی پوست انداختن ها را ندیده انگاشت و یا میانبر زد به پروسه ی تحول و تکامل واقعیت متن ،پس بتوان در تاویل اثر به آن رسید.همان معنا های انتزاعی که حتا برای هنرمند هنگام خلق اثر روشن نبوده و از ضمیر آگاه ویا ناخودآگاهش با هزار ترفند ، خواسته یا ناخواسته بیرون ریخته شده و در تحلیل نهایی در معناهای پنهانی ولی ساختاری متن عینیت پیدا کرده است ،دوباره بازخوانی نمود وتاویل را از منظر شخصی و احساسی که در پراکسیس روزمره متداول است ، به سطح تاویل علمی وقائم به روش رسانید."

اگر هدف هنرمند در خلق اثر ، ایجاز وایهام در خدمت نوآوری است که فشردگی و لایه لایه بودن را به همراه دارد و اگر هدف تاویل گر کشف این نوآوری و برملا کردن فشردگی لایه های اثر است ، پس بر خلاف هنرمند از زیاده گویی و
روده درازی به جا ترس وابایی ندارد . این حتا به مثابه حکمی است که به تاویل گر تحمیل می شود .

“مسئله ی فعالیت ذهنی هنرمند در نگارش رمان و یا خلق اثر را شاید بتوان با سیالیت رنگ بر روی بوم سفید مقا یسه کرد . نقاش هنرمند هنگامی که در بحران خلق اثر قرار میگیرد بدون تاویل وتبیین خاص به پیروی از پویایی سکون ناپذیر آزمون خود ، همه چیز را فراموش کرده و غرق در حل بحران می شود. بحرانی که از قبل به هیچ وجه قادر به پیش بینی و بررسی کامیابی و یا نا کامی اش نبوده و فی البداهه آنچه در او موجود و قابل آزاد شدن است ،اجازه می یابد به علت جبر حل بحران ، بر روی بوم پیاده کند و آن لحظه ی اکنون و اینجا ، بخش آگاه و ناخود آگاه ، سرنوشت نقاش و بوم سفید را تعیین می کند و نقش می زند که آن خود لحظه ی تولد و نو آوری است."

۲ نظر:

مصطفی گفت...

خب این حرفا در مورد تأویل بود، در مورد خود نگارش که به نوشته خودت، دغدغه فکریته چی؟ مطلبی نداشت؟

باد صبا گفت...

[گل]