دوشنبه، بهمن ۲۲

به ما که خسته ایم بگه خونه بهار کدوم وره ...

وقتی مصمم میشی که در ده روز کار mp3 ده ماه را به فرجام برسونی ،هنگامی که به طرز عجیبی وارد جریانی میشی که ذهنت را درگیر خودش میکنه ،اون موقع که انباری از مشکلات را پیش روت میبینی و سیل اشکهات تا به حدی می رسه که چشم هات ابر بهار میشه و بالشت زمین خیس ، وقتی شروع میکنی به ترکیب اگر وای کاش ها وآخرش نصیبی جز "کاشکی "واست حاصل نمیشه و هزاران هزار افسوس و باز افسوس ،آنگاه تنها چاره را ( اگر چاره ای باشد)نوشتن خواهی دید که مرهمی باشد برای دل مجروحت و باز خواهی دید که دوباره همان اشتباه تکرار شد وتو غافل و باز افسوسی دگر

پی نوشت کاملا نامربوط: این روزها به طرزی عجیب آهنگ شعر عمران صلاحی در گرامافون ذهنم قدم می زند.شعر را درست به خاطر می آورم ولی از آهنگ اثری ندارم برایتان. کسی سراغ نداره؟



کمک کنين هلش بديم چرخ ستاره پنچره
تو آسمون شهری که ستاره برق خنجره
گلدون خشک و خالی رو بذار کنار پنجره
بلکه با ديدنش يه شب وا بشه چند تا حنجره
به ما که خسته ايم بگه خونه بهار کدوم وره ...
*
تو شهرمون - آخ بمیرم - چشم ستاره کور شده
مسافر امید مون رفته از اینجا دور شده
کاش تو فضای چشم مون پیدا بشه یه شاپره
به ما که خسته ایم بگه خونه بهار کدوم وره ...
*
کنار تنگ ماهیا گربه رو نازش می کنن
سنگ سیاه حقه رو مهر نمازش می کنن
آخر خط که می رسیم خطو درازش می کنن ...
آهای فلک که گردنت از همه مون بلندتره
به ما که خسته ایم بگو خونه بهار کدوم وره...

۱۸ نظر:

میو گفت...

کامنت دونت مشکل داره خیلی

بامداد صادق گفت...

درسته که.......

مهدی گفت...

"انجام کار ده روزه در ده ماه" و گريه خاموش شبانه در بستر که بيشتر شبیه به شستن چشم از غبار خستگی و لکه های ناشی از نامردمیهاست را بارها تجربه کردم. اگرچه نوشتن یا در واقع همون درد دل گفتن، تسکینی برای این درده ولی زودگذره. اميد به آینده هم فریب کودکانه ای بيش نيست. شايد بهترین راه، درک اين حقیقته که بشر راننده ی ماشین زندگی خودش نیست و در واقع مسافریه که نه به خواست خود سوار این ماشین شده و نه به اختيار خود پیاده می شه. البته اکثر آدمها فکر می کنند که با این حال خودشون هستند که مسير زندگیشونو تعیین می کنند و به راننده ی این ماشین دستور میدند که کجا و چگونه بره، ولی اونهایی که به این نکته ظریف برسند که روزگار، ماشین زندگیو بدون توجه به حرف آدمها می رونه از گردش روزگار حسرت نمی خورند و تنها شاید از سرنوشتی که براشون مقدر شده که البته قابل تغییر هم نیست دچار افسوس شوند که چاره اش هم مشخصه ... به اين عقيده در مغرب زمين Fatalism می گند، ترجمه ی دقيقشو نمی دونم، شايد بشه اونو "سرنوشت گرایی" ناميد، خلاصه یک چيزی فراتر از جبرگرایی یا Determinism. در این مورد این بيت از حافظ خیلی راهگشاست:
رضا به داده بده وز جبین گره بگشای
که بر من و تو در اختیار نگشوده است

از شعر زيبايی هم که نوشتی ممنونم، تا حالا ندیده بودم. می تونم بگم که یه طنز جالبی توش هست برای نمونه "گلدون خشک و ... چند تا حنجره" همچنين بیت اول بند سوم "کنار تنگ ماهیا گربه ... مهر نمازش می کنن" یاد آور اين غزل زیبای حافظه که می گه:
صوفی نهاد دام وسر حقه باز کرد
بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد
ای کبک خوشخرام که خوش می روی به ناز
غره مشو که گربه ی عابد نماز کرد

از اینکه این قدر حرف زدم، ببخشيد. تقصير مطلب جالبی بود که نوشتید.

بامداد صادق گفت...

به مهدی:
اول باید اعتراف کنم که نظرات خیلی دقیق و ظریفی دارید. دوم اینکه من تازه فهمیدم شما مغرب زمینید ولی اینکه منو از کجا میشناسید نمیدونم ممکنه بهم بگید؟ و در مورد شعر هم لطفا کمی بیشتر دقت کنید این طنز نیست واقعیته....

مهدی گفت...

از حسن نظرتون در مورد نظرات بنده خیلی ممنونم. اما در مورد مغرب زمین، اینکه يه نفر مثل من دو کلمه انگلیسی يا فرانسه بگه دلیلی نمیشه که در غرب باشه کما اینکه بنده در ایرانم، اگرچه همشهری هستیم ولی در اصفهان نیستم. اما در مورد آشنايی با وبلاگ شما بايد بگم که یک تصادف بود. راستش یک بار داشتم دوستای يکی از همکلاسیهای سابقم رو توی orkut میدیدم که نگاهم به يک همشهری ناشناس افتاد و توی پروفایلش ديدم که نظر سياسیش left-liberal هست و دیدم که وبلاگشو هم معرفی کرده، وبلاگو که دیدم خوشم اومد و معمولا هر روز یه سری بهش میزنم.
در مورد شعر هم، من منافاتی بین طنز و واقعیت نمیبینم. واقعیت رو میشه هم به صورت طنز و هم به طور جدی بیان کرد.

بامدادصادق گفت...

به مهدی: دوست کدوم دوستم؟
به باقی دوستان:
الآن میتونید؟

مريمي گفت...

به سلامتي درست شد
چي بگم از دست اين نامردمها و نامردميهايشان . بغض و تب و لرزت بهتر شد ؟
مرد و درد و تلخ ...

مريمي گفت...

بيا در مورد قالبم نظر بده
درد بيكاري
اگه خيلي خراب شده بگو :-*

مريمي گفت...

كامنت دونيت الان ايرادش اينه كه ادرس وبلاگ ما رو به ...ش هم نميگيره

مهدی گفت...

به بامداد صادق: بنده کاملا تصادفی با وبلاگ شما آشنا شدم و شرح اونو توی کامنت قبل نوشتم. حالا چه اهمیتی داره که همکلاسی سابق من کیه؟ اگه برای شما اینکه کی می نویسه مهمه تا اینکه چی می نویسه، می تونم خودم رو در این دو بیت حافظ خلاصه کنم که:
وفا کنیم و ملامت کـشیم و خوش باشیم
کـه در طریقـت ما کافریست رنـجیدن
به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب
کـه تا خراب کنم نقـش خود پرسـتیدن

SA گفت...

salaam! cheto'rish intori bood ke Apology Ceremony gereftan; hezaaroon nafar az Aboriginal people oomadan jelooy e parliment house, va Prime Minister dar hozoor e kaabineh o a'zaay e majles be to'r rasmi tey e ye sokhanraani baarhaa va baarhaa az Aboriginal-haa ma'zeratkhaahi kard. be zoodi parvandehHaay e oonaayi ke shaaki hastan ham be daadgaah mireh va residegi misheh.:)
.
raasti az in piremard che khabar? blogesh ham ke nemisheh khoond?

مصطفی گفت...

درسته که زندگی گاهی (یا شایدم خیلی وقتا) اونطوری که میخوام ممکنه پیش نره، ولی لااقل تلاشم رو میکنم و ورد زبونم هم اینه که چرخ گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت، دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور،
شاید تو این مواقع، چیزی که به آدم نیرو میده این باشه که باور کنه یه قدرت مطلق دانایی هست که قطار زندگیت رو داره به یه سمتی که میدونه کجاست هدایت میکنه، گیرم که سر راه یه چند تا سوزن هم واسه انتخاب راه دستت داده باشه تا انتخاب کنی، ولی جایی که دیگه حق انتخاب نداری بهتره بهش اعتماد کنی

پ-البرز گفت...

خانه اي نيست بهاران را
ما خود سبب ساز آوارگي بهاريم
به دنبال خانه اش نگرد كه پدرانمان سالها پيش ويرانش ساختند

مهدی گفت...

تشبیه زندگی به یک قطار، تصور عمیقی نیست، چون مسیر قطار از قبل مشخصه و تنها سر دو راهیاش باید به انتخاب اون قدرت مطلق دانا اعتماد کنی. بلکه زندگی مثل يک کشتی بادبانی بزرگ در پهنه اقیانوسه که امکان حرکت به هر سمت و سوییو داره ولی این جهت وزش باده که اونو معلوم می کنه، نه اون پاروی کوچیکی که داری باهاش آببازی می کنی.

ناشناس گفت...

عجب !

somapa گفت...

http://www.youtube.com/watch?v=joovtHGWsr8

ناشناس گفت...

Wοω, marvelous blog laуout! Hοω long
have you bеen blоgging for? you maԁe blogging loоk eаsy.
The overall lοoκ of your webѕite is
great, as well аѕ the contеnt!

Feel fгeе to visit my ρаge hcg for weight loss
Also see my web page - vancouver hcg diet

ناشناس گفت...

Hi there, Υou've done a fantastic job. I'll сertaіnly digg it and
ρersоnаlly гecommеnԁ
to mу fгiendѕ. I'm sure they'll be benefited frоm this websіte.


mу website: hcg weight loss program