سه‌شنبه، شهریور ۱۳

عاطفی

در مردم نابغه عواطف سودایی ضرورت طبیعی است . حتا عفیف ترین آن ها، بنهون یا بروکنر پیوسته باید عاشق باشند:همه ی نیروهای انسانی در ایشان دارای روحی سرکش است ؛ و چون تخیلشان این نیروها را به خود می کشد ،مغزشان دستخوش سوداهای دائمی است . بیشتر اوقات اینهمه شعله هایی زود گذر است ؛ یکی دیگری را از میان بر میدارد ، و همه شان در آتش اندیشه ی آفریننده جذب میشوند. ولی همین که گرمای این کوره دیگر روح را سرشار ندارد، روح بی دفاع در دست سوداهائی که نمی تواند از آن بشکیبد اسیر میگردد؛ روح سوداها را میخواهد ، آن ها را می آفریند ؛ وناگزیر است که آن ها او را بدرند ...و گذشته از آرزوی تندی که درتن چنگ می زند، نیاز مهربانی نیز هست، وهمین مردی را که زندگی کوفته اش کرده و فریب داده است به آغوش مادرانه ی زنی تسلی بخش می کشاند. ومردان بزرگ بیش از دیگران کودک اند
"ژان کریستف،رومن رولان"
پ.ن: من که نابغه نیستم بدونم، راست میگه؟ بعنی اراده کشک؟

۱۱ نظر:

mahi گفت...

من اصلا نفهمیدم چی گفت. که بگم راسته یا نه.
فکر کنم خیلی نابغه بیدم:))

ميو گفت...

تو اگه نابغه هم باشي فرقي نميكنه چون مرد نيستي كه بفهمي راست ميگه يا نه

امین گفت...

این دوستانمون چیزی در مورد زنای نابغه نگفتن؟

امین گفت...

من صرفاً گفتم یه نفر همراه برای شام

تو تا کجا رفتی؟!

خیلی...

ناشناس گفت...

سلام
بالاخره من تونستم از اينجا يادداشت بنويسم.
مطلبتون جالب بود ولی من نفهميدم منظ.ر نويسنده چيه
موفق باشيد

باد صبا گفت...

يادداشت قبلی رو من نوشتم. ببخشيد اسمم رو ننوشتم

wolf گفت...

poste kheili khubi bood!be moghe !

داود گفت...

آه... عروسک تنهایی من

چشم هایت چرا مرا همراه نمی شوند ؟

وقتی بازوان پرز امیدمن

تو را هم آغوش می شود....

و لبان خشکیده من ...

ميو گفت...

همينطوري يعني عاشقي؟

ميو گفت...

عشق تو فراق معلوم نيست واقعا چيه. بايد به وصال برسي. اگه بازم عاشق موندي اونوقت عشقه. حالا تو فراقي يا وصال؟!

مانی گفت...

ممنونم که اینقدر دقیق تحلیلم کردی!!! پس بگو چرا اینقدر در مغزم سودا به پاست D: