دوشنبه، آذر ۴

امشب میخوام مست بشم...

چهارسال و اندی است که از کشور خارج شده ام. زندگی مشترک و البته زندگی کاملا مستقل از پدر ومادر را همزمان با ورود به این سرزمین شروع کردم. ایران که بودم همیشه با خانواده بودم . تجربه ی خوابگاه هم نداشتم. این بود که زندگی من خیلی عوض شد. همه چیز را همین جا یاد گرفتم. نه که فکر کنید حالا اگرچه با خانواده بودم ولی کاری بلد بودم. خیر. الآن که نگاه می کنم زندگیم یک طورهایی خیالی بود. درس ، کتاب و رمان ، ساز، خطاطی ، نقاشی ، وبلاگ، دوست ،سفر، فعالیت های فرهنگی و خلاصه خیلی آرام . حتا نیمرو هم درست نکرده بودم. البته مسئولیت پذیر بودم ولی اشپزخانه ، غذا ، خیاطی ، ارایش و کلیه ی کارهای خیلی معمولی زنانه تعطیل بود. نه که فکر کنید افتخار می کنم یا افسوس می خورم ها( البته به نظرم بهتر بود که میدانستم) فقط سعی دارم تعریفی از خودم ارائه دهم . حالا چهار سال گذشته ، زندگی کردن و آموختن چگونه "زنده گی" کردن را آموخته ام. کسی که هیچ نمی داند سختی زیاد میکشد ولی لمس می کند. همه ی لحظات را. بگذریم. می خواهم بگویم حتا خودم که تغییرم به مرور بوده احساس می کنم تغییر کردم ام. از هر نظر. چه از لحاظ اجتماعی و اثبات خودت در سرزمین بیگانه و چه از نظر روحی و درونی. حالا این دختر آن روزها برای اولین مرتبه تا ساعاتی دگر میزبان مادرش است و سه هفته ی دیگر پدر هم به کا ملحق خواهدشد.  به شدت هیجان زده و خوشحالم. نه تنها دلتنگم ، از اینکه اولین مرتبه است پدر و مادرم مرا به عنوان شخصیتی مستقل می بینند هیجان زده ام. فکرش را بکن برای اولین مرتبه به خانه ی دخترشان می آیند. و از شما چه پنهان کمی هم مضطربم. ولی با همه ی اینها باید به جرأت بگویم که احساس می کنم بهترین روزی است که در این چهارسال و اندی داشته ام..........

این هم برای ثبت در تاریخ

۴ نظر:

مانی گفت...

خیلی خوبه :->
امیدوارم کلی بهتون خوش بگذره و زندگی کنید توی مدتی که در کنار خانواده هستید.

ندای غرب گفت...

سلام
خیلی خیلی بهتون تبریک میگم، ایشالا لحظه ها و روزهای سرشار از شادی رو داشته باشید.
خوشحال شدم که پست جدیدی گذاشتین چون فکر کرده بودم با وجود فیس بوک اینجا هم مثل سایر وبلاگها فراموش شده. بازهم برای شما و خونواده عالیقدرتون روزهای بسیار خوبی رو آرزو می کنم. سلامت و سربلند باشید.

Babak Hassanzadeh گفت...

با عرض سلام
در یکی از مطالبتان در مورد کتابی تحت عنوان "تاویل متن و هرمنوتیک عینی" نوشته بودید. من دانشجوی فوق لیسانس جامعه شناسی در دانشگاه فردوسی مشهد هستم و برای پایان نامه ام به این کتاب نیاز مبرم دارم.کتاب را در مشهد پیدا نکردم. در تهران هم یکی از دوستانم بازار کتاب انقلاب را زیرو رو کرد ولی متاسفانه پیدا نکرد. تنها نشانی که از کتاب در ایران پیدا کردم در "مرکز اسناد و کتابخانه ملی" بود. همان دوستم باز به آنجا مراجعه کرد ولی متاسفانه آنها عنوان کرده بودند که فقط مشخصات کتاب در سیستمشان ثبت شده و این کتاب اصلا وارد آن کتابخانه نشده است.در اینترنت هرچه دنبال آدرس ایمیل آقای صناعی ها نویسنده کتاب گشتم، متاسفانه نشانی نیافتم.
خلاصه به هر دری زدم ولی کتاب پیدا نشد. اگر امکان دارد لطفا مرا در پیدا کردن کتاب راهنمایی کنید.
ba.hasanzadeh@gmail.com
با سپاس فراوان
حسن زاده

Babak Hassanzadeh گفت...

با عرض سلام
در یکی از مطالبتان در مورد کتاب "تاویل متن و هرمنوتیک عینی" نوشته بودید. من دانشجوی فوق لیسانس جامعه شناسی در دانشگاه فردوسی مشهد هستم.
کتاب را در مشهد پیدا نکردم. در تهران هم یکی از دوستانم بازار کتاب انقلاب را زیرو رو کرد ولی متاسفانه پیدا نکرد. تنها نشانی که از کتاب در ایران پیدا کردم در "مرکز اسناد و کتابخانه ملی" بود. همان دوستم باز به آنجا مراجعه کرد ولی متاسفانه آنها عنوان کرده بودند که فقط مشخصات کتاب در سیستمشان ثبت شده و این کتاب اصلا وارد آن کتابخانه نشده است.
در اینترنت هرچه دنبال ایمیل آقای صناعی ها نویسنده کتاب گشتم، متاسفانه نشانی نیافتم.
لطفا در صورت امکان برای تهیه کتاب مرا راهنمایی کنید.
ba.hasanzadeh@gmail.com
با سپاس فراوان
حسن زاده