پنجشنبه، مهر ۱۶

غربت، من ،زندگی


همیشه اولین ها پرخاطره ترین هاست. وقتی این اولین قرار باشد بوی آشپزی به خود گیرد نگران می شوی که مبادا بوی سوختن ،خاطراتت را کربنی کند، بویژه اگر در خانه ی پدریت هم دست به سیاه و سفید نزده باشی .خلاصه این که تصمیمم بر آن شد که قورمه سبزی درست کنم و حسابی ایرانی شوم . در باب قورمه سبزی همین بس که غذایی است که باید حسابی، جا بیفتد و آشپز مربوطه باید کاملا جا افتاده باشد . بنا بر این باید قورمه سبزی من اساسی خراب میشد ولی باور نمیکنی هم جاافتاده و هم زیبا و هم خیلی خوشمزه بود . باورم نمیشد خودم درست کردم. آقای همسر هم خواسته که جزء غذاهای هرهفته شود . چقدر دلم میخواست مادرم میتوانست غذای دخترش را بچشد . خلاصه این اولین قورمه سبزی بسی ما را مشعوف و به آشپزی مشتاق نمود.

۱۷ نظر:

باد صبا گفت...

سلام
خيلي نوشته خوبي بود
نوش جان
فكر مي كنم مادرتون هم از نوشته تون مزه شو حس كردن
به اميد فردايي بهتر

ماهی خانوم گفت...

سلام خانومی
ممنونم که به وبلاگم سر زدی
آره گلم من اصفهان هستم..
بابا عجب قورمه سبزی توپی درست کردی!
واقعا دست مریزاد داری!
نوش جااااااااان!

مالزی نشین (مانیا) گفت...

قورمه سبزی یا قورمه لوبیا؟ (چشمک)

علی گفت...

اصلا یه قورمه سبزی فروشی بزنید اونجا کارتون میگیره

دیناخانومی گفت...

سلام
ای ول! منم تو خونه خودمون دست به سیاه و سفید نزدم ولی یک بار هم غذام خراب نشد و یا نسوخت!!! حالا نه شاهکار بشه ولی قابل خوردن بود!
مامانم یک دوست داشت می گفت کسی که مسائل سخت درسی را حل می کنه از پس یگ غذا بر نمیاد؟؟؟؟ راست می گفت بیچاره!

مادر(پروین) گفت...

سلام منم با دینا خانم موافقم.قبلآ هم گفته بودم....

پرنیا گفت...

آره خیلی رنگش خوبه آقای همسر هم گفتند غذاهات خوشمزه است.حالا نمی دونم چقدر صحت داره(چشمک و خنده)راستی این قورمه سبزیت گوشت نداره؟این که همش لوبیاست....(هاهاهاها)

بامداد راستین گفت...

چشمانتان را باز کنید لطفاً، هم سبزی کافی بود هم گوشتش، ولی من بد تو ظرف کشیده ام

سانیا گفت...

بوی خوبش اومد عزیزم...غذای ایران...
نوش جونت گلم

سارا گفت...

اولين فورمه سزي تان مبارك و مستدام باد !!دست گلت درد نكنه !

استوانه گفت...

آفرین
انشاءالله غذاهای بعدی
اما شاید آقاتون روش نیومده بهتون بگه یک کم لوبیای خورشتون زیاد بوده پس لطف کنید یک کم ازش کم کنید تا بهترین بهترینها شه.

mina گفت...

Pegah joon
mobarak bashe awalin ashpazit
man awalin ghazayee ke dorost kardam Kotlet bood
va che jaleb ke Amin ham mese hamsare shoma azam khast ke jozve ghazahaye har hafte bashe
enshallah mamane golet ham mian pishet va dast pokhteto mikhoran
movafagh bashi

آنا گفت...

خوشبخت باشي دوست خوبم.ولي خداييش چه جوري دوري رو تحمل ميكني؟

مكانيكار گفت...

سلام. اول اينكه از گفتن اين موضوع كه رفته ايد به قطب شمال جا خوردم. به ياد وبلاگ ستاره قطبي افتادم كه ديگه خبري ازش نيست. البته اينقدر وبلاگ شما رو نخوندم كه شما هم خبرنگاريد يا خير.
موندم كه اونچا هم سبزي قورمه هم گير مياد؟
خيلي مشتاقم از حال و هواي اونجا و زندگيتون در اونجا بگيد.
شاد باشيد

قطره باران گفت...

افرین به تو....خب حالا رمز خوب شدنش چی بود؟

پرتو گفت...

به به چقد خبس ........
باید واسه ما هم دورست کنی....
دست گلت بی بلا....
نوش جان

مریمی گفت...

دختر گشنه م شد.
مادربزرگم میگفت غذا رو مرد بپسنده بسه
بیچاره. چقد پدربزرگم اذیتش کرده بوده ها
:)))))))))))