جمعه، آبان ۴

شجریان در اصفهان

هفته ی گذشته بود که بواسطه ی یکی از دوستان از کنسرت شجریان در شهرمان مطلع گشتیم .بدون فوت وقت از طریق سایت بلیط رزرو کردیم و خلاصه برای شب دوم حاضر بودیم. من کلا سه مرتبه کنسرت شجریان رفته بودم که یکی 16 سال پیش بود در چهل ستون و یکی 8 سال پیش باز در چهل ستون . اولی کاملا سنتی بود و تا جایی که یادم هست همه با لباسهای زرشکی حاضر بودن. اون موقع ها همایون نمیشناختیم . بعدی گروه ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی و دکلمه ی زنده یاد فریدون مشیری بود که بدون اغراق قریب 30 نفر نوازنده داشت و کاملا متفاوت بود . این بار در چهل ستون نبود خوب هوا سرد بود ولی سالن های خیلی خوبی بود که ازش استفاده نشد ،اولش نمیفهمیدیم چرا ولی بعدا متوجه شدیم که علت انتخاب دانشگاه آزاد خوراسگان سیستم حراستی دگمیه که از پس هر نوع مزاحمت در اجرای برنامه جلوگیری میکرد .

واما برنامه
ساعت 8:25 دقیقه برنامه شروع شد گروه اجرا به ترتیب: "محمد رضا شجریان- آواز"، "همایون شجریان-تنبک و آواز"، "مجید درخشانی- تار(با دست چپ)"،"محمدرضا ابراهیمی-بربط"،" سینا جهان آبادی –کمانچه"،"شاهور عندلیبی –نی"، "حسین رضایی نیا-دف و دایره".

برنامه در دوقسمت بخش اول در دستگاه ماهور و شامل " قطعه ی انتظار ،ساز و آواز ، سرو چمان (که البته با سرو چمان 16 سال پیش از نظر آهنگ سازی متفاوت بود)،باز ساز و آواز سپس چهارمضراب و باز ساز و آواز و پایان قسمت اول باصدای سخن عشق"بود که فوق العاده کار شده بود .من پاپ این ترانه را باصدای محمد نوری شنیده بودم . هر دو عالی بود

قسمت دوم خیلی دلچسب تر بود و در دستگاه شور و آواز افشاری اجرا شد . قطعه ی دیدار،بداهه خوانی بر قطعه ی دیدارو شور، تصنیف شور در فراق ،ساز و آواز ،رقص پروانه و تصنیف افشاری باده ی عشق که بی نظیر بود

پایان برنامه
بنا بر درخواست مردم استاد تصنیف ساقیا از سعید فرجپوری را اجرا کرد ،جای شما خالی مردم بشکن میزدن بعد از اون میخواست بره که باز از بس دست زدن و گل های خوشگل پرتاب شد به مردم گفت: شما، و ناگهان استاد گفت :"مرغ سحر" وبقیه باهم میخوندیم البته نه به این سادگیها ، اشک در چشمانمون حلقه زده بود وقتی رسید به "ظلم ظالم" آنقدر صدا بلند شده بود که میخکوب میشدی . افسوس که نمیتونم توصیف خوبی داشته باشم ولی خودشون هم خیلی کیف کردن تا جایی که استاد از مردم تشکر کرد و بر نامه دو شب دیگه تمدید شد یعنی دقیقا شش شب برنامه که الآن که این را مینویسم ، سه شبش مانده،جای همه شما عزیزان خالی

۱۱ نظر:

پسر موفرفری گفت...

بچه که بودم مادرم برام یه عروسک از پارچه های کهنه درست کرده بود ....نمیدونم دختر بود یا پسر ...برای من فقط ممل بود اسمش رو گذاشته بودم مملی!!!!!!!!خیلی باحال بود نمیدونم!!!! شبها تا کنارم نبود خوابم نمیبرد ...شاید بخاطر جنس پارچه اش بود...ولی خوشگل نبود ...خلاصه من این ممل خیلی رفیق بودیم ...حتی من ممل رومی بردم مدرسه درسش خیلی خوب بود ...ممل خیلی از من بیشتر درسها رو میفهمید ...هر سال تند تند قبول میشد ...تا اینکه یه روز گم شد ...نفهمیدم ...شاید رفت بهشت ...شاید رفت خارج ...شاید ازاینکه من همیشه کتک میخوردم دلش سوخت و یه شب از بالای پشت بوم خودش رو پرت کرد پایین و خودکشی کرد ولی بهرحال ممل رفت و دیگه کسی از ممل خبری نداشت . شاید توی مدرسه دزدیدنش یا شاید نمیدونم هرچی بود من ممل رو گم کردم و دیگه ممل نداشتم اون روز هیچ وقت یادم نمیره منی که زیر کتک های ناپدریم گریه نمیکردم وقتی توی محل ااونهمه کتک میخوردم گریه نمیکردم ...مثل ابر بهار بخاطر ممل اشک میریختم میفهمی...مثل ابر بهار

مریمی گفت...

بهترین توصیفی بود که از یه کنسرت خونده بودم
... ای بامداد راستین من
من نه به اندازه شبنم صبح گلبرگهای بهاری ... نه قطره های باران ... نه به اندازه همه چشمها ... من به اندازه همه نگاهها ... همه دلهای عاشق... همه عشقهای غریب...
اشک ریخته ام
پگاه من گریه نکن ... باد پیام درختها را به هم میرساند
و فردا اقیانوسها گواه تو خواهند بود
گواه قلبی اینچنین پاک , عشقی اینچنین سپید و سپیده دمی صاف تر و صادق تر از همه وقتهایی که او افریده است

ميو گفت...

ظلم ظالم...

باد صبا گفت...

سلام
دستتون درد نكنه كه اين در باره اين برنامه نوشتيد. خوش به حالتون. اگه وقت كرديد يك خورده دل خواننده هاتون رو آب بندازيد
موفق باشيد

مانی گفت...

نمی‌دونستم اصفهانی هستی :)
---
با این اوصاف چه جالب بوده کنسرت. مرغ سحر و ای ایران همیشه همین کارو با حضار می‌کنند!

مریمی گفت...

بامداد سپیدم 316 بی تو شب تار بود ... نبودی؟

مصطفی گفت...

پس ظاهراً یه شب به یاد ماندنی داشتین :)
امسال کلاً از نظر کنسرتهای موسیقی سال پرباری بود. تو این تابستون که کلی کنسرت برگزار شد و دو سه ماه دیگه هم که موسیقی فجره،ببینیم امسال چطوری میشه

فرهادّ گفت...

آي خوش به حالت
خوب حالش رو بردي.
من خيلي دوست دارم يه روز كنسرت را از نزديك ببينم.
تا حالا كه پيش نيومده.

ميو گفت...

ببينم تو برنامه چيزي ضبط كردي؟ اگه چيزي داري ميخوام

مخمل گفت...

چه باحال . کلی حسودیم شد!

کلبه جدید چطوره ؟راضی هستی؟؟؟؟

ميو گفت...

حجمش خيلي زياده؟ نميخوام باعث زحمتت بشم. دوست من از شاگرداي آقاي ابراهيمي بوده. ميخواد ببينه استادش چيكار كرده. اگه حجمش كمه و ميتوني برام ميل بزني ممنون ميشم