شنبه، مرداد ۲۷

این روزها سخت بی تابم

عجب زمانه ای شده! از هر سو که بنگری چهره های عصبانی و خسته ی مردم آزارت میدهد .گویی همه به جان یکدگر افتاده اند، همه را به جان هم انداخته اند. در این میان دلمان به موسیقی خوش بود . گفتیم هنر است و خدشه دار نخواهد گشت ، سیاست نیست که بی پدر و مادر باشد ،دارای روحی لطیف است و خلاصه از همین صحبت ها. ولی اگر خوب بنگری ،موسیقی ما را دیگر جلایی نیست .آن ها نیز سر ناسازگاری با یکدگر گذاشته اند گویا. به یاد روزگاری می افتم که همه یک دست را شامل بودند. بدون ادعا به آفرینش هنر مشغول بودند. به یاد ایامی که اسطوره ی آواز ایران زمین می خواند:"در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی" . و آن را با شش هشتم آغاز می نمود و برای درک بهتر به هفت هشتم می کشاند. آن گاه سکوت شیدا را حس میکردی و بی تاب می گشتی. آلبوم چاووش را نگاه میکنم ، که همه شان ،همه ی بزرگان یکی شدند . کتسرت بم از خاطرم میگذرد وقتی که علیزاده گفت با مهر و مهربانی شروع شد و به راستی چه موفق بود. آن روز آن ها در فاجعه زیبایی آفریدند . حتما خاطرتان هست. به یاد لطفی می افتم و درد میکشم مادامی که نفدهای مختلف کنسرتش را میخوانم…..

چه میخواستند مگر؟ نکند میخواستند او شجریان شود!!برخی گفته اند چرا عرفان آن زیاد است؟مگر "گریه ی بید" و "رمز عشق" را نشنیده بودیم؟ به یاد "معمای هستی" می افتم . وقتی لطفی و شجریان کنار هم سالن را مقهور هنر خویش می نمایند .آنجا که معلومت نیست که سه تار لطفی خود را با صدای شجریان وفق می دهد یا بالعکس. ولی امروز چه می بینی؟ مشکاتیان و ناظری پس از پارت نخست مجلس را ترد میکنند و اصلا هم به فکرشان خطور نمیکند که من عامی ، اگر فرصت طلب نباشم هم لا اقل به همبستگی هنر ایمانی دارم و دلم زخمی است. آن گاه گفته می شود جوانان از بزرگان الگو بگیرند. چه الگویی؟ درس اخلاق شاید!!!!!!!!! آن هم وقتی همه می فهمند که آن ها را برای یکدگر حرمتی نیست. لا اقل حرمت سایه را می داشتند.
من هیچ نمی فهمم، اصلا لایق سخن راندن در مورد موسیقی ایران و بزرگانش هم نیستم .ولی می دانم و می بینم این حرکت ،چه اثراتی روی من نوعی دلبسته به این خاک و موسیقیش دارد.

۴ نظر:

ميو گفت...

خيلي شاكي شدي بابا. بي خيال. خيلي آدما رو جدي ميگيري. حتا اگه هنرمند خفن هم باشن اونقد كه تو جدي ميگيري مهم نيستن.

ميو گفت...

اگه اينقده كم ميخوابي پس بايد كلي تو زندگيت جلو باشي. من كه هميشه واسه كارام وقت كم ميارم چون نميتونم از خوابم بزنم

مانی گفت...

من کی متلک گفتم؟ آیا؟؟؟

مخمل بانو گفت...

برات کامنت نذاشتم فکر نکنی اینجا نیومدما !!!بی صدا اومدم و رفتم :-)
میدونی آخه بابت این جریان سر و صداها رو فقط شنیدم...پس تا ندیدم حق اظهار نظر ندارم !
ولی راستش متاسفم ...مردم ما ایراد و انتقادشون به قصد داغون کردنه بیشتر نه سازنده بودن !!!!